الغزالي
61
كيمياى سعادت ( فارسى )
كه وى را با مريخ مشاكلتى [ 1 ] افتد نامحمود : تا آنگاه كه عطارد به مقارنهء سعدين [ 2 ] يا به تثليث [ 3 ] ايشان نرسد ، اين حال با صلاح نيايد . » و همه راست همىگويند - ، و لكن ذلك مبلغهم من العلم [ 4 ] . اما اينكه در حضرت ربوبيت به سعادت وى [ 5 ] حكم كردند ، و دو نقيب جلد و كاردان - كه ايشان را عطارد و مريخ گويند - تا زيان فرستادهاند تا پياده - اى را از پيادگان درگاه - كه وى را هوا گويند - كمند خشكى [ 6 ] را بيندازد و در سر و دماغ وى افكند و روى وى از همه لذات دنيا بگرداند و به تازيانهء بيم و اندوه و به زمام ارادت و طلب وى را به حضرت الهيت دعوت كند - اين نه در طب ، و نه در طبيعت ، و نه در نجوم است ، بلكه از بحر علم نبوت بيرون - آيد كه محيط است به همهء اطراف مملكت و به همهء عمّال و نقبا و چاكران حضرت . و شناخته است كه هر يكى [ 7 ] براى چه شغلاند ، و به چه فرمان حركت - كنند ، و خلق را به كجا مىخوانند ، و از كجا مىبازدارند . پس هر يكى آنچه گفت راست گفت ، و لكن از سرّ پادشاه مملكت و از سرّ جمله سپهسالاران مملكت خبر نداشت . و حق - سبحانه و تعالى - بر اين طريق ، به بلا و بيمارى و محنت ، خلق را با حضرت خويش مىخواند و مىگويد : اين نه بيمارى است كه اين كمند لطف است ، كه اولياى خويش را بدان به - حضرت خويش خوانيم : انّ البلاء موكّل بالانبياء ثمّ بالاولياء ثمّ الأمثل فالأمثل [ 8 ] . به چشم بيماران بديشان منگريد كه ايشان از آن مااند ، كه مرضت فلم تعدنى [ 9 ] ، در حق ايشان بدين مىآيد .
--> [ 1 ] مشاكلت ، موافقت در وضع است به طور عام و ظاهرا به جاى « نظر » به كار برده شده « نظر » در اصطلاح نجومى ، بودن دو چيز است به وضع مخصوص در فلك . [ 2 ] مقارنه واقع شدن دو سياره است ، غير از شمس و قمر ، در يك درجه از منطقة البروج ، مقارنهء سعدين ، مقارنهء مشترى و زهره . [ 3 ] هنگامى كه فاصلهء دو سياره بهاندازهء سه برج ( 90 ) شود . [ 4 ] اين ، قدر فهم و دانش ايشان است . [ 5 ] كسى كه روى از دنيا بگردانيده است . [ 6 ] خشكى ، مقصود برودت مزاج است . [ 7 ] هر يك از عمال و نقبا و چاكران . [ 8 ] زيرا بلا دامنگير انبيا و اوليا و مردمى مانند ايشان است . [ 9 ] بيمار شدم ، به عيادتم نيامدى .